مهتاب شدی - فریدون مشیری


گفتی که چو مهتاب کشم سوی تو پر
چون ماه شبی می کشم از پنجره سر
افسوس که خورشید شدی تنگ غروب
اندوه که مهتاب شدی وقت سحر
* 

هیچ نظری موجود نیست: