‏نمایش پست‌ها با برچسب مولا علی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مولا علی. نمایش همه پست‌ها

گوهر نُه صدف ( شاه مردان علی ) - هما میرافشار

 گوهر نه صدف

شـاه مـردان علی نور یزدان علی
جــان جــانان علی یا علی

تاج هفت آسمان بـر زمین و زمان
حکم وفرمان علی یا علی

گوهر نه صدف گشـتـه طالع تو را
از گـریـبـــان علی یا علی

حـیمـه سرمدی تا ابد مسـت تو
ای پرسـتـان علی یا علی

ای شفیع همه رو سیاهان علی
ای پــنــاه دل بـی پـنـاهـان علی
روح قـــرآن علی یا علی

مانده کشتی به گل ای تو سکان علی
نیستان راه رسان تا به هستان علی
تا به سامـان علی یا علی

شـاه مـردان علی نور یزدان علی
جــان جــانان علی یا علی

تاج هفت آسمان بـر زمین و زمان
حکم وفرمان علی یا علی

از طـلـب تا فنـا تـا بـه مـلـک بـقـا
نـور ایـمـان علی یا علی
نای بشکـسته را فرصـت گفتـگو
در نیستـان علی یا علی

یاور بی کـسان یار گمـگشـتـگان
در بـیــابـان علی یا علی

شد لبالب ز خون چون شفق سینه ام
ای تو درمان علی یا علی

ای شفیع همه رو سیاهان علی
ای پــنــاه دل بـی پـنـاهـان علی
روح قـــرآن علی یا علی

مانده کشتی به گل ای تو سکان علی
نیستان راه رسان تا به هستان علی
تا به سامـان علی یا علی

شـاه مـردان علی نور یزدان علی
جــان جــانان علی یا علی

تاج هفت آسمان بـر زمین و زمان
حکم وفرمان علی یا علی

شـاه مـردان علی نور یزدان علی
جــان جــانان علی یا علی

تاج هفت آسمان بـر زمین و زمان

حکم وفرمان علی یا علی
*

مولا علی - مهدیه الهی قمشه ای

ای آفتاب معرفت در سایه ی انوار تو 
مستند هشیاران جان از باده ی گفتار تو
مکتوم بر صاحبدلان ذات تو و اسرار تو 
بیرونی از کون و مکان مولا و مولانا علی
ای جان جمله انبیا، بر تاج هستی گوهری 
بیرونی از ظرف زمان ادیان حق را جوهری
ظلمت سرای خاک را خورشید نیکو منظری 
ای جلوه ای زان بی نشان مولا و مولانا علی
دنیاست در بیگانگی ای آشنا یاری کنم 
کز مستیِ دنیای دون آهنگ هشیاری کنم
دست من و دامان تو ای دوست غمخواری کنم
ای دستگیر بی کسان مولا و مولانا علی
*

یا مولا دلم تنگ اومده

برخیز که عاشقان به شب راز کنند
گرد در و بام دوست پرواز کنند
هرجا که بود دری به شب بربندند
الا در دوست را که شب باز کنند
یا مولا دلم تنگ اومده
شیشه دلم ای خدا ، زیر سنگ اومده
ای سر تو در سینه هر صاحب راز
پیوسته در رحمت تو بر همه باز
هر کس که به درگاه تو آید به نیاز
محروم ز درگاه تو کی گردد باز
یا مولا دلم تنگ اومده
شیشه دلم ای خدا زیر سنگ اومده
غمناکم و از پیش تو با غم نروم
جز شاد و امیدوار و خرم نروم
از درگه همچون تو کریمی
محروم کسی نرفت و من هم نروم
یا مولا دلم تنگ اومده
شیشه دلم ای خدا زیر سنگ اومده
گر من گنه روی زمین کردستم
لطف تو امید است که گیرد دستم
گفتی که به روز عرش گیری دستم
عاجزتر از این مخواه که اکنون هستم
یا مولا دلم تنگ اومده
شیشه دلم ای خدا زیر سنگ اومده