‏نمایش پست‌ها با برچسب خواننده: حمیرا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خواننده: حمیرا. نمایش همه پست‌ها

پشیمون

پشیمون
شاعر: لیلا کسری ( هدیه )

اگه باز به تو بد کرد دلم این دل سرگشته حیرون 
ببخشش که پشیمون پشیمونه٬ پشیمون  
اگه این دل غافل، واسه یار دیگه خون شد و گریون 
ببخشش که پشیمون پشیمونه٬ پشیمون  
*
نسوزون دل دیوونه مو٬ حیفه 
به آتیش نکشون خونه مو٬ حیفه 
یه قلب بیوفا، دل من نمیتونه باشه 
دل از تو جدا، دل من نمی تونه باشه 
همه مردم شهر میدونن واسم خدایی 
دل من به خدا بی خدا نمی تونه باشه 
نسوزون دل دیوونه مو٬حیفه 
به آتیش نکشون خونه مو٬حیفه  
پر از داغ غم لاله صحراییه قلبم 
اسیر تب عشق و غم رسواییه قلبم 
چرا قدر تو و خونه عشقو ندونستم؟ 
حالا تنهای تنهام، پُرِ تنهاییه قلبم 
نسوزون دل دیوونه مو٬ حیفه 
به آتیش نکشون خونه مو٬ حیفه
 
*

پشیمانم

پشیمانم
شاعر: بیژن ترقّی

گر با دل مهربان تو من بی وفا شده ام، پشیمانم
اگر غیر تو در جهان به کسی آشنا شده ام، پشیمانم
امیدم تویی، نا امیدم مکن، جز تو یاری نکنم
سحر شد بگو با کدام آرزو، سر به بالین گذارم
به عشقت قسم، بر دو چشمت قسم
جز تو گر با کسی همنوا شده ام
پشیمانم، پشیمانم، پشیمانم، پشیمانم
*

چرا پشت پا بر جهان نزنم
به دست خود آتش به جان نزنم
بگو با همه بی پناهی خود
چرا شعله بر آشیان نزنم
*
عهدی که چشم مست تو بستم
دیوانگی کردم آن را شکستم
خدا داند، خدا داند
جز تو گر با کسی همنوا شده ام
پشیمانم، پشیمانم، پشیمانم، پشیمانم
*
می میرم از این پریشانی
دردا که هرگز نمی دانی
با من چه کرد این پشیمانی
حال با خدای خود گفتگو دارم
عشق گذشته را آرزو دارم
خدا داند، خدا داند
امید دل ناامیدم تویی، جز تو یاری ندارم
سحر شد بگو با کدام آرزو، سر به بالین گذلرم
*
به عشقت قسم، بر دو چشمت قسم
جز تو گر با کسی آشنا شده ام
پشیمانم، پشیمانم، پشیمانم، پشیمانم
*


با دلم مهربان شو - بیژن ترقی

با دل مــن ایــن ندیــده وفـا ایـن نکـــرده خطا          
از برای خــدا یار مـن تو مهربان شــو
تاکه خدا عشق و مهر و وفا هدیه کرده به ما          
در زمانه مرا همدم و هم آشیان شو           
با دل من ایــن ندیده وفا این نکرده خطا            
از برای خــدا یــار مـن تــو مهربان شــو
تاکه خدا عشق و مهر و وفا هدیه کرده به ما            
در زمـــانه مــرا همــدم و هـم آشیــان شـو
بیـــا کـه به زاری چــو ابر بهـــاری بگریـم و دامــان تو بگیرم  
اگر که به یکدم نمیرم از این غم ندیده رخت ترسم که بمیرم
بیا که نگاهت دوچشم سیاهت کشیده مرا در عالم مستی
تو نور امیدی تو صبح سپیدی  بیا که رود از دل غم هستـی
چو ابر بهاری تو عقده گشایی بسوز دل من تو ساز و نوایی
به گلشن عشقم تو شبنم پاکی تو باد صبایی چه جانفزایی
بیا که نگاهت دو چشم سیاهت کشیده مرا در عالم مستی 
تو نور امیدی  تو صبح سپیدی بیا که از دل برود غم هستی
دل من مشکن بخدا تو زمن گر جدا بشوی         
بیوفـا بشوی رفته بادگـران آشنـا بشــوی
چه کنم من تنها من و این دل رسوا
بیا که نگاهت دو چشم سیاهت کشیده مرا در عالم مستی
تو نور امیدی تو صبح سپیدی بیا که از دل برود غم هستی

ای بهار نو رسیده - بیژن ترقی

ای بهــار نو رسیــده 
سبـزه هـای نودمیده    
ای چمن ای لاله ای گل  
ای غزالان رمیده
آن بهار هستی ام کو          
مایه سرمستی ام کو
ای نسیم پیـک صحرا          
آن امیـد هستی ام کو
ای بهشتی مرغ گلشن      
آن بهشتـی روی من کو
ای شما وحشی غزالان      
خوش نگه آهوی من کو
آن بهار هستی ام کو         
مایه سرمستی ام کو    
نو بهاری بود و مــا از میــان شاخه ها    
در جستجـوی هـم سـر می کشیدیم
دشت و صحرا بود وماهمچنان پروانه ها   
از دامـــــن گلهـــــا پــــر مــی کشیــدیم
پای هر زیبا گلی    در سایه هر گلبنی     بنشسته بودیم
فارغ از رنج زمان  دور از همه بیگانگان
تنهــا بـه هـــم دل بستــه بـودیم
*

صبرم عطا کن - بیژن ترقی

خدایا تو خود این وجود مرا
سراسر همه تار و پود مرا
به عشق و به مستی سرشتی اگر
یا غم عشق او از سرم کن بدر
یا که صبرم عطا کن
*
یا نصیبم نما ، بینمش یک نظر
یا که دردم دوا کن
*
چرا به نگاهش ، به چشم سیاهش

تو این همه مستی دادی
از آن همه مستی ، تو هستی ما را

به باده پرستی دادی
*
حالا که جز غم نصیبم ندادی
راهی به کوی حبیبم ندادی
صبرم عطا کن، دردم دوا کن
*
چرا تو بجای وفا و محبت

به او رخ زیبا دادی
به او سر زلف شکسته برای شکست دل ما دادی
عمری در این سودا بسر بردم خدایا
دور از لبش چون غنچه خون خوردم خدایا
حالا که جز غم نصیبم ندادی
راهی به کوی حبیبم ندادی
صبرم عطا کن، دردم دوا کن

*