گوشه ی بیداد

گوشۀ بیداد – هیئت شیخداد یزد
شاعر: شهاب الدین موسوی
نوحه خوانان: حمیدرضا پایدار - مجتبی حیدرپور

از سنگ صدا آمد از اهل صدا نه
در دین شما نام خدا هست خدا نه
هرجا ستمی بود لبی باز نکردید
در گوشه ی بیداد سخن ساز نکردید
ای مست ملک ری خانه ات خراب، خانه ات خراب
این کاخ ظالمان  می‌شود بر آب، می شود بر آب
آزادی گوهر دین است
بیداری شرط یقین است
تاوان ستم سنگین است
به کجا ای غافل
  
خوش باش که ظالم، نبرد راه به منزل  
 
ای شهر تماشا برخیز، فردای رسیدن دور است
با خشک و ترت خواهی سوخت، شمشير عدالت کور است
هله ای طالبان دنیا، هله ای غاصبان دین
چه شد آیین مردمی ها، عجب از کاسبان دین
دست بردارید، حیله بگذارید
آخرین فریاد، از نفس افتاد
ای درس جهالت خوانده، بر جهل مرکب رانده
از عهد جمل برگشته، همرنگ جماعت مانده 
 
از شهر صفا رفت و ندیدیم خدا را
آنان که شکستند دل آینه ها را
دیدند که انسان هدف تیر بلا شد
خاموش نشستند و بريدند صدا را
ای روی‌تان سیاه، خون بی‌گناه مانده بر زمین
های  کو صدایتان، کو خدایتان مردم زمین
ای دست بخون آلوده، دامان ترا می‌گیرد
خونی که به گردن داری، نرود از یادت
خوش باش که ظالم، نبرد راه به منزل  
 

ای زلف رها کرده به آیین دلیران
ای سرو تو آزادی و ما خیل اسیران
زلفی به سر نیزه تکان دادی و گفتی
یک مو نشود خم سر شیران و دلیران
ای مرگ دلبخواه، می رسد ز راه  روز زندگی
این موج ِ شعله ور، می‌نهد ز سر داغ بندگی
خورشید یقین تابیده، تاریخ عطش را بنویس
ای دست قلم‌گردیده، به سر آید باطل
خوش باش که ظالم نبرد، راه به منزل
*

هیچ نظری موجود نیست: