با دلم مهربان شو - بیژن ترقی

با دل مــن ایــن ندیــده وفـا ایـن نکـــرده خطا          
از برای خــدا یار مـن تو مهربان شــو
تاکه خدا عشق و مهر و وفا هدیه کرده به ما          
در زمانه مرا همدم و هم آشیان شو           
با دل من ایــن ندیده وفا این نکرده خطا            
از برای خــدا یــار مـن تــو مهربان شــو
تاکه خدا عشق و مهر و وفا هدیه کرده به ما            
در زمـــانه مــرا همــدم و هـم آشیــان شـو
بیـــا کـه به زاری چــو ابر بهـــاری بگریـم و دامــان تو بگیرم  
اگر که به یکدم نمیرم از این غم ندیده رخت ترسم که بمیرم
بیا که نگاهت دوچشم سیاهت کشیده مرا در عالم مستی
تو نور امیدی تو صبح سپیدی  بیا که رود از دل غم هستـی
چو ابر بهاری تو عقده گشایی بسوز دل من تو ساز و نوایی
به گلشن عشقم تو شبنم پاکی تو باد صبایی چه جانفزایی
بیا که نگاهت دو چشم سیاهت کشیده مرا در عالم مستی 
تو نور امیدی  تو صبح سپیدی بیا که از دل برود غم هستی
دل من مشکن بخدا تو زمن گر جدا بشوی         
بیوفـا بشوی رفته بادگـران آشنـا بشــوی
چه کنم من تنها من و این دل رسوا
بیا که نگاهت دو چشم سیاهت کشیده مرا در عالم مستی
تو نور امیدی تو صبح سپیدی بیا که از دل برود غم هستی

قصه یه جای نقشه - مریم حیدرزاده

یه جای نقشه بزرگ دنیا
یه کشور پر از بهشت و دریا
یه سرزمین، پر از رز و شقایق
مهد یه عالم، آدمای عاشق
یه جا که خشکی و بلندی داره
تو قدمتش حافظ و سعدی داره
یه عالمه معدن احساس داره
کوچه‌هاش عطر زنبق و یاس داره
به قهرماناش همیشه می‌باله
دل کندن از خاک زرش محاله
هر گوشه از او پر افتخاره
چهار تا فصل عاشق، بهاره
خزر، دنا، زاگرس و اترک داره
کلی چیزای تازه و تک داره
تو عاشقاش لیلی و مجنون داره
کویر و دریاچه و هامون داره
کشور ما خونه ابن سیناس
سال یه قهرمانی مثل نیماس
توی جنوب نخلای خرما داره
تو سنتاشم، شب یلدا داره
یه پهلوونی مث رستم داره
چشمه‌هایی به رنگ زمزم داره 
مردمی داره مث عطر شمالی
فرقی نداره شرقی یا شمالی
اونا براش با افتخار جون می‌نن
برای زنده موندنش، خون می‌نن
مراقبن حتی یه ذره از خاک
نیفته دست دشمنای ناپاک
این سرزمین همیشه پاک و زندس
تو بازیای دنیامون، برندس
الهی که تا زنده‌ایم و آباد
زنده بمونه سرزمین فرهاد
اسم قشنگش همیشه تو نقشه
به هر غریبه، حس خوش می‌بخشه
ما به تموم داشته‌هاش می‌نازیم
هر چی نداره کم کمک می‌سازیم
تا که یه روز کسایی که تو دنیان
بگن که بهترین جا، یعنی ایران

ای بهار نو رسیده - بیژن ترقی

ای بهــار نو رسیــده 
سبـزه هـای نودمیده    
ای چمن ای لاله ای گل  
ای غزالان رمیده
آن بهار هستی ام کو          
مایه سرمستی ام کو
ای نسیم پیـک صحرا          
آن امیـد هستی ام کو
ای بهشتی مرغ گلشن      
آن بهشتـی روی من کو
ای شما وحشی غزالان      
خوش نگه آهوی من کو
آن بهار هستی ام کو         
مایه سرمستی ام کو    
نو بهاری بود و مــا از میــان شاخه ها    
در جستجـوی هـم سـر می کشیدیم
دشت و صحرا بود وماهمچنان پروانه ها   
از دامـــــن گلهـــــا پــــر مــی کشیــدیم
پای هر زیبا گلی    در سایه هر گلبنی     بنشسته بودیم
فارغ از رنج زمان  دور از همه بیگانگان
تنهــا بـه هـــم دل بستــه بـودیم
*

صبرم عطا کن - بیژن ترقی

خدایا تو خود این وجود مرا
سراسر همه تار و پود مرا
به عشق و به مستی سرشتی اگر
یا غم عشق او از سرم کن بدر
یا که صبرم عطا کن
*
یا نصیبم نما ، بینمش یک نظر
یا که دردم دوا کن
*
چرا به نگاهش ، به چشم سیاهش

تو این همه مستی دادی
از آن همه مستی ، تو هستی ما را

به باده پرستی دادی
*
حالا که جز غم نصیبم ندادی
راهی به کوی حبیبم ندادی
صبرم عطا کن، دردم دوا کن
*
چرا تو بجای وفا و محبت

به او رخ زیبا دادی
به او سر زلف شکسته برای شکست دل ما دادی
عمری در این سودا بسر بردم خدایا
دور از لبش چون غنچه خون خوردم خدایا
حالا که جز غم نصیبم ندادی
راهی به کوی حبیبم ندادی
صبرم عطا کن، دردم دوا کن

*

دوست دارم - علیرضا سلیمانی

من خط کش و تخته سیا را دوست دارم
من بی الفبا هم خدا را دوست دارم
این طفل بازیگوش شیطان را ادب کن
در زنگ املاء گفته حلوا دوست دارم
تصمیم کبری مال کبری بود خانوم
من شیشه ی همسایه ها را دوست دارم
فکرت اسیر درس و مشق و انضباط است
از من نپرسیدی که انشاء دوست دارم
حتی به شاگرد بغل دستی نگفتم
آن خنده ها، آن اخم ها را دوست دارم
بر چهره ات دود بخاری های نفتی
آن سرفه ها، آن دود ها را دوست دارم
یک روز روی میز تحریرت نوشتم
آن روسری، آن کفش ها را دوست دارم
می گفتم هرشب جای دلداری دستم
آن ترکه ها، آن چوب ها را دوست دارم
وقتی نوشتم روی هر خط یک جریمه
فهمیدم آنجا نقطه ها را دوست دارم
آخر نفهمیدم چرا من بی اراده
فردای روز جمعه ها را دوست دارم
ای کاش میشد چشم در چشمت بگویم
خانم اجازه! من شما را دوست دارم
عليرضا سليماني
88/1/5

قحطی پیمانه

قحطی پیمانه

روزمیلادت نبـودی ، خـانـه ام ویرانه شد
بـی تـو ای آرام جـانـم ،این دلـم دیوانه شد

رونمـودم تـا شبـی ،درمیکــده آرم بـه سـر
گـوشـه میخـانـه هـا هـم قحطـی پیمانه شد

تـرک من کردی ورفتی رسم دلداری نبود
آن همـه عشـق ومحبـت آخـرش افسانه شد

تـاغـرورم را شکستـی درخـزان پیـری ام
عشق وسـرمستی بـه سرآمد وفا بیگانه شد

بسکـه یک عمـری بیادت دیده ودل دوختم
من نمـی دانـم چـرا بیگـا نگـان دردانه شد

رفتـی وهـرگـز ندانستـی که بـا این رفتنت
رفتن تـو آتشـی شد ، شعلـه بـر کاشـانه شد

جـان فـدا کـردند بـرجانانـه هـرفرزانه ای
خاک عالـم بـر سر هر عاقل وفـرزانه شد

دشمـن جـانـم شـدی در بستـر بیمـاری ام
شمع را بنگـرکه خود آتش زن پـروانه شد

زندگانـی کـردن من لحظـه ای بـی او نشد
عمرمن "رافغ " فدای عشق آن جانانه شد

غفار حسین نژاد " رافغ "


شقایق - اردلان سرفراز

دلم مثل دلت خونه ، شقایق
چشام دریای بارونه ، شقایق
مث مردن می مونه دل بریدن
ولی دل بستن آسونه شقایق
شقایق درد من ، یکی دو تا نیست
آخه درد من از بیگانه ها نیست
کسی خشکیده خون من رو دستاش
که حتی یک نفس از من جدا نیست
شقایق ای شقایق ، گل همیشه عاشق
شقایق اینجا من خیلی غریبم
آخه اینجا کسی عاشق نمی شه
عزای عشق غصه ش جنس کوهه
دل ویرون من از جنس شیشه
شقایق آخرین عاشق تو بودی
تو مردی و پس از تو عاشقی مرد
تو رو آخر سراب و عشق و حسرت
ته گلخونه های بی کسی برد
شقایق وای شقایق ،‌ گل همیشه عاشق
دویدیم ،‌ دویدیم و دویدیم
به شب های پر از قصه رسیدیم
گره زد سرنوشتامونو تقدیر
ولی ما عاقبت از هم بریدیم
شقایق جای تو دشت خدا بود
نه تو گلدون ، نه توی قصه ها بود
حالا از تو قفط این مونده باقی
که سالار تموم عاشقایی
شقایق ای شقایق ، گل همیشه عاشق
شقایق وای شقایق ،‌ گل همیشه عاشق

به دادم برس ای اشک - اردلان سرفراز

 به دادم برس ای اشک
دلم خیلی گرفته
نگو از دوری کی
نپرس از چی گرفته
منو دریغ یک خوب
به ویرونی کشونده
عزیزمه تا وقتی
نفس تو سینه مونده
تو این تنهایی تلخ
من و یک عالمه یاد
نشسته روبرویم
کسی که رفته بر باد
کسی ک ه عاشقانه
به عشقش پشت پا زد
برای بودن من
به خود رنگ فنا زد
چه دردیه خدایا نخواستن اما رفتن
برای اون که سایه س همیشه رو سر من
کسی که وقت رفتن
دوباره عاشقم کرد
منو آباد کرد و
خودش ویرون شد از درد
بدادم برس ای اشک
دلم خیلی گرفته
نگو از دوری کی
نپرس از چی گرفته
به آتش تن زد و رفت تا من اینجا نسوزم
با رفتنش نرفته تو خونمه هنوزم
هنوز سالار خونه س پناه منه دستاش
سرم رو شونه هاشه رو گونمه نفس هاش
به دادم برس ای اشک

دو پنجره - اردلان سرفراز

توی یک دیوار سنگی
دو تا پنجره اسیرن
دو تا خسته دو تا تنها
یکیشون تو یکیشون من
*
دیوار از سنگ سیاهه
سنگ سرد و سخت خارا
زده قفل بی صدائی
به لبای بسته ی ما
*
نمی تونیم که بجنبیم
زیر سنگینی دیوار
همه ی عشق من و تو
قصه هست قصه ی دیدار
*
همیشه فاصله بوده
بین دستای من و تو
با همین تلخی گذشته
شب و روزای من و تو
*
راه دوری بین ما نیست
اما باز اینم زیاده
تنها پیوند من و تو
دست مهربون باده
*
ما باید اسیر بمونیم
زنده هستیم تا اسیریم
واسه ما رهائی مرگه
تا رها بشیم می میریم
 *
کاشکی این دیوار خراب شه
من وتو با هم بمیریم
توی یک دنیای دیگه
دستای همو بگیریم
*
شاید اونجا توی دلها
درد بیزاری نباشه
میون پنجره ها شون
دیگه دیواری نباشه 
*

رودخونه ها - محمد علی بهمنی

رودخونه ها، رودخونه ها، منم میخوام راهی بشم
برم به دریا برسم، ماهی بشم، ماهی بشم
دلم میخواد اونجا برم که همه دنیا آب باشه، تا نرسه دستی به من
دلم میخواد دور و برم، هزار تا گرداب باشه، هزار تا گرداب باشه
رودخونه ها، رودخونه ها، منم میخوام راهی بشم
برم به دریا برسم، ماهی بشم، ماهی بشم
من دیگه سرنوشتمو به دست فردا نمیدم
لحظه به لحظه دلمو، به آرزو ها نمیدم
میخوام غبار تنمو، پاک کنم، پاک کنم
خاطره های خاکیمو، خاک کنم، خاک کنم
قصه ی دل کندنمو ، موجای دریا میدونن، موجای دریا میدونن
شکستن بغض منو، فقط حبابا میدونن، فقط حبابا میدونن
رودخونه ها، رودخونه ها، منم میخوام راهی بشم
برم به دریا برسم، ماهی بشم، ماهی بشم
رودخونه ها، رودخونه ها، منم میخوام راهی بشم
برم به دریا برسم، ماهی بشم
رودخونه ها، رودخونه ها
من دیگه سرنوشتمو به دست فردا نمیدم
لحظه به لحظه دلمو، به آرزو ها نمیدم
میخوام غبار تنمو، پاک کنم، پاک کنم
آرزوهای خاکیمو، خاک کنم، خاک کنم
رودخونه ها، رودخونه ها، منم میخوام راهی بشم
برم به دریا برسم، ماهی بشم، ماهی بشم
رودخونه ها … رودخونه ها 
*